أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
161
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و از جهت وى چون حكمت وى واجب گرداند وقوع آن عذاب را بر وى ؛ از آن خداى كه خداوند آسمانهاست هر يكى زبر ديگرى . ابن كيسان گفت : [ معارج ] گشايشى است كه ميان هر دو آسمان و هر دو زمين باشد . مجاهد گفت : راههاى آسمانست كه فرشتگان برو بر آسمانها برشوند آنگه بيان بعد و دورى [ معارج ] كرد در علوّ و ارتفاع وى ؛ گفت : به بالا برشوند و ازين معارج بگذرند فرشتگان و جبرئيل عليه السّلام تا آنگاه كه بعرش وى رسند و به جائى كه مهبط اوامر او باشد در روزى كه مقدار آن روز پنجاه هزار سال باشد از سالهاى دنيا و گفتند كه : بيك روز چندانى برشود كه اگر جز از وى كسى ديگر باشد به پنجاه هزار سال برود و اين عروج از زير هفتم زمين باشد تا به بالاى هفتم آسمان بأوامرى كه خداى تعالى را باشد و جاى ديگر فرمود : « فى يوم كان مقداره ألف سنة » روزى كه مقدار او هزار سال باشد و اين از آسمان دنيا باشد تا به زمين بآمدن پانصد ساله راه باشد و برفتن پانصد ساله . و گفتند : [ فِي ] زايد است مراد اينست كه روزى دراز كه درازى وى پنجاه هزار سال باشد و آن روز قيامت است و اين مقدار موقف خلق است براى حساب و فصل قضا بر آن معنى كه اگر حساب خلقان جز خداى تعالى كند پنجاه هزار سال به كار آيد و خداى تعالى به نيم ساعت اين حساب بكند . يمان گفت : مراد روز قيامت است كه بنده را درو پنجاه موقف باشد هر موقفى هزار سال از ابن عبّاس روايت است كه مراد شدّت روز قيامت است و سختى وى بر كافران تا پندارى كه اين روز بر ايشان اين مدّت است . ابو سعيد روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : يكى رسول ( ص ) را ازين آيت سؤال كرد و گفت : يا رسول اللّه ما أطول هذا اليوم ؛ چه دراز روزى خواهد بودن اين روز قيامت ؟ ! رسول ( ص ) گفت : به آن خداى كه جان من بفرمان اوست كه اين روز بر مؤمن سبكتر باشد از آنكه نمازى از نمازهاى فريضهء كه او بگزارد در دنيا ابراهيم التميمىّ « 1 » گفت : مقدار آن روز بر مؤمن چندان باشد كه ميان نماز پيشين و ديگر . آنگه رسول ( ص ) را فرمود كه : اى پيغمبر فرستاده اين كافران ترا ميرنجانند و بر سبيل استهزا طلب عذاب ميكنند تو صبر كن
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « التيمى » ؛ طالب تحقيق خودش بمقام تعيين وى برآيد .